مازندران؛ در آستانه یک انتخاب

سولماز ایمانی، کارشناس ارشد طراحی شهری
چندی پیش، استاندار مازندران از اصلاح کاربری اراضی، تسهیل سرمایهگذاری، حرکت به سوی اقتصاد سبز و بهرهگیری از فناوریهای نوین سخن گفت؛ رویکردی که از عزم مدیریت استان برای عبور از موانع توسعه حکایت دارد. اما مساله این است؛ مازندران امروز در آستانه چه انتخابی قرار دارد؟
انتخاب امروز مازندران، انتخاب میان توسعه یا عدم توسعه نیست؛ انتخاب میان دو نوع توسعه است. یک مسیر، توسعه را در تغییر کاربری اراضی، سوداگری زمین، ویلاسازی بیضابطه و تصمیمهای مقطعی جستوجو میکند؛ مسیری که اگرچه ممکن است در کوتاهمدت منافع اقتصادی ایجاد کند، اما در بلندمدت به فرسایش سرمایههای طبیعی و کاهش ظرفیتهای توسعه استان میانجامد. مسیر دیگر، توسعهای است که بر تولید، توسعهگری حرفهای، سرمایهگذاری مولد، اقتصاد سبز، فناوریهای نوین و شهرسازی باکیفیت استوار است؛ توسعهای که ارزش را نه از فروش زمین، بلکه از خلق فرصتهای پایدار اقتصادی و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان به دست میآورد.
مهدی یونسیرستمی، استاندار مازندران در شورای برنامهریزی و توسعه استان، تعیین تکلیف کاربری اراضی، رفع چالش حریم مرغداریها، تسریع در اجرای نهضت ملی مسکن، تأمین آب پروژههای عمرانی، تسهیل سرمایهگذاری و حرکت به سمت اقتصاد دانشبنیان و سبز را از اولویتهای مدیریت استان برشمرد. مجموعه این سیاستها نشان میدهد نگاه مدیریت استان، تنها معطوف به حل مسائل روز نیست، بلکه به دنبال ایجاد بسترهای لازم برای توسعهای پایدار است.
با این حال، تجربه توسعه در ایران نشان داده است که تصویب سیاستها و اعلام برنامهها، بهتنهایی تحولآفرین نیست. آنچه مسیر توسعه را هموار میکند، کیفیت اجرا، هماهنگی میان دستگاههای اجرایی و کاهش موانعی است که سالها سرمایهگذاری را با چالش مواجه کردهاند. از همین رو، تأکید استاندار مبنی بر اینکه -هیچ مانعی نباید سد راه توسعه و رونق اقتصادی استان باشد-، بیش از آنکه یک شعار مدیریتی باشد، پاسخی به یکی از مهمترین مطالبات فعالان اقتصادی است.
سرمایهگذار، پیش از آنکه به مشوقهای مالی یا حتی ظرفیتهای طبیعی یک منطقه بیندیشد، به اعتماد نیاز دارد؛ اعتمادی که از ثبات تصمیمها، شفافیت قوانین، سرعت در صدور مجوزها و پیشبینیپذیر بودن فرآیندهای اداری شکل میگیرد. هر اندازه این اعتماد تقویت شود، انگیزه ورود سرمایه نیز افزایش خواهد یافت.
در کنار این الزامات، مازندران از مزیتهای کمنظیری برخوردار است. دسترسی به دریای خزر، بنادر راهبردی، استقرار منطقه آزاد تجاری – صنعتی مازندران، ظرفیتهای گسترده کشاورزی، گردشگری و شیلات، همجواری با پایتخت و قرار گرفتن در مسیر کریدورهای تجاری شمال – جنوب، فرصتهایی هستند که میتوانند این استان را به یکی از قطبهای سرمایهگذاری، تولید و تجارت کشور تبدیل کنند. اما این ظرفیتها تنها زمانی به مزیت رقابتی تبدیل خواهند شد که بسترهای نهادی، مدیریتی و زیرساختی لازم برای بهرهگیری از آنها نیز فراهم باشد.
از سوی دیگر، حرکت به سمت اقتصاد سبز، فناوریهای نوین و صنایع دانشبنیان، دیگر یک انتخاب نیست؛ ضرورتی برای آینده مازندران است. استانی که بخش مهمی از مزیت اقتصادی خود را از طبیعت، منابع ارزشمند و موقعیت جغرافیایی خود میگیرد، ناگزیر است میان توسعه اقتصادی و حفاظت از محیطزیست، تعادلی هوشمندانه برقرار کند. توسعهای که منابع طبیعی را قربانی کند، هرچند در کوتاهمدت سودآور به نظر برسد، در بلندمدت نه پایدار خواهد بود و نه مولد.
اگر قرار است مازندران به یکی از پیشرانهای توسعه کشور تبدیل شود، باید از نگاه پروژهمحور فاصله بگیرد و به سمت توسعهگری حرفهای حرکت کند؛ توسعهای که در آن سرمایه، دانش، فناوری، کیفیت ساخت، حفظ محیط زیست و منافع عمومی در کنار هم معنا پیدا کنند، نه در تقابل با یکدیگر.
مازندران امروز در آستانه یک انتخاب قرار دارد؛ انتخابی که نتیجه آن، تنها آینده یک استان را رقم نخواهد زد، بلکه میتواند الگویی برای توسعه سایر استانهای کشور نیز باشد. اگر این استان بتواند میان حفظ سرمایههای طبیعی و تسهیل سرمایهگذاری تعادل برقرار کند، میتواند نمونهای از توسعهای باشد که در آن، رونق صنعت ساختمان نه به بهای تخریب محیطزیست، بلکه در خدمت ارتقای کیفیت زندگی، رشد اقتصادی و توسعه پایدار شکل میگیرد.






