سایه سنگین جنگ بر گردشگری

فریدون قمیان؛ مدیر ارشد فروش و بازاریابی هتل چهار ستاره الماس ۱ مشهد
تحولات ژئوپلیتیکی در خاورمیانه و جنوب آسیا همواره تأثیرات عمیق و گستردهای بر ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشورهای این منطقه داشتهاند. یکی از بخشهایی که بیش از سایر حوزهها از نوسانات سیاسی آسیب میبیند، صنعت گردشگری است؛ صنعتی حساس، چندوجهی و وابسته به ادراک عمومی از امنیت و ثبات.
بر اساس مدل «چرخه سفر» یا فرآیند تصمیمگیری گردشگران، نخستین مرحله این چرخه با «رویاپردازی» درباره مقصد آغاز میشود؛ جایی که تصویر ذهنی از مقصد، نقشی کلیدی در برانگیختن میل به سفر ایفا میکند. در مرحله بعد، گردشگر وارد فاز «برنامهریزی» میشود و به جستجوی اطلاعات درباره مقصد میپردازد. آنچه در این مرحله رخ میدهد میتواند به تقویت یا تضعیف «برند مقصد» در ذهن مخاطب منجر شود.
«جنگ» از جمله پدیدههاییست که اثرات آن تا سالها پس از پایان درگیریها، در ذهنیت عمومی باقی میماند. حتی در صورت محدود بودن تلفات انسانی یا خسارات نظامی، درگیریهای مسلحانه همواره تصویری ناپایدار، ناایمن و پرریسک از مقصد ایجاد میکنند؛ تصویری که مستقیماً بر انتخابهای سفر اثرگذار است.
نمونه اخیر این پدیده، جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل بود که سایهای سنگین بر پیکره صنعت گردشگری ایران انداخت؛ چه در سطح داخلی و چه در ابعاد بینالمللی. در پی آغاز این بحران، بسیاری از رسانههای جهانی با استفاده از واژگانی چون «ناامن»، «منطقه پرخطر» یا «منطقه ممنوعه» به توصیف ایران پرداختند و تلاش کردند تصویر ملی کشور را مخدوش سازند. در نتیجه این وضعیت، بخش بزرگی از سفرهای تابستانی داخلی لغو شد؛ اتفاقی که پیامدهای جدی در پی داشت، از جمله:
– تعطیلی موقت یا دائمی واحدهای اقامتی
– رکود در مراکز تفریحی و گردشگری
– بیکاری نیروی انسانی شاغل در این حوزه
– فشار مضاعف بر آژانسها و شرکتهای خدمات سفر برای بازپرداخت مبالغ رزروهای لغوشده
در سطح بینالمللی نیز صنعت گردشگری ایران که پس از بحران کرونا و در هفتماهه نخست سال ۲۰۲۴ شاهد رشد ۲۶ درصدی در ورود گردشگران خارجی بود، ناگهان با افت شدید تقاضا مواجه شد. با این حال، امید میرود با بهبود نسبی شرایط امنیتی و ازسرگیری پروازهای خارجی به تهران و سایر مراکز استانها، مسیر بهبود دوباره آغاز شود.
تأثیرات این جنگ اما فراتر از مرزهای دو کشور بود. در تاریخ ۱۹ ژوئن ۲۰۲۵، بیش از ۳۱ هزار گردشگر خارجی که با اهداف تفریحی یا تجاری در اسرائیل حضور داشتند، به دلیل محدودیتهای پروازی و امنیتی، در خاک این کشور محبوس شدند.
در امارات متحده عربی – بهویژه دبی – بسیاری از رویدادهای بینالمللی، فستیوالهای فرهنگی و مسابقات ورزشی با تعویق یا لغو مواجه شدند. کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله قطر و عربستان سعودی، نیز به دلیل نزدیکی جغرافیایی و سیاسی، متحمل آسیبهای روانی و اقتصادی قابل توجهی شدند.
عربستان که با چشمانداز «ویژن ۲۰۳۰» به دنبال تبدیل شدن به قطب گردشگری منطقه است، مجبور شد در برنامههای جذب گردشگر تجدیدنظر موقت کند. در شبهقاره هند نیز منطقه کرالا – یکی از مقاصد محبوب برای گردشگرانی که از مسیر امارات یا دریای سرخ وارد میشوند – با لغو گسترده رزروها و سفرها مواجه شد.
این تحولات بار دیگر نشان داد که صنعت گردشگری، با وجود ظرفیتهای فراوان فرهنگی، طبیعی و اقتصادی، از جمله آسیبپذیرترین صنایع در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی است. اختلال در تصویر ذهنی مقصد، میتواند چرخه تصمیمگیری گردشگر را در همان مراحل ابتدایی متوقف کرده و روند بازسازی صنعت را با چالش مواجه کند.
از اینرو، بازنگری در سیاستهای بازاریابی مقصد، تقویت دیپلماسی گردشگری، و بهرهگیری از سازوکارهای بازسازی برند ملی، از مهمترین اقداماتیست که میتواند به احیای گردشگری در دوران پس از بحران کمک کند






