مسکن

از خانه تا پشت‌بام؛ مسکن چگونه از مردم دور شد؟

وقتی اجاره یک خانه معمولی از توان بخش بزرگی از جامعه خارج می‌شود، بازار به سمت راه‌حل‌های عجیب می‌رود؛ اتاق‌های ۱۰ و ۱۵ متری، فضاهای غیرمسکونی و حتی پشت‌بام. اما پشت‌بام‌خوابی مسئله اصلی بازار مسکن نیست؛ نشانه‌ای است از اینکه قیمت مسکن و اجاره‌بها از قدرت خرید مردم فاصله گرفته است.

به گزارش عصرسازندگان، پشت‌بام‌خوابی را نمی‌شود با چند آگهی عجیب در پلتفرم‌ها توضیح داد. آدم‌ها یک‌شبه تصمیم نمی‌گیرند روی پشت‌بام زندگی کنند. وقتی اجاره یک واحد معمولی از توان مالی خانوار خارج می‌شود، طبیعی است که تقاضا به سمت کوچک‌تر، ارزان‌تر و در نهایت فضاهایی برود که اساساً برای زندگی طراحی نشده‌اند، اما این فقط یک طرف ماجراست.

طرف دیگر، قیمت‌سازی در بازار مسکن است. وقتی قیمت واقعی معامله شفاف نیست، یک آگهی غیرواقعی می‌تواند تبدیل به مبنای آگهی بعدی شود. مالک قیمت بالاتری می‌گذارد چون چند ملک گران‌تر را در یک پلتفرم دیده و مالک بعدی هم همان عدد را مبنا قرار می‌دهد. به همین سادگی، عددی که شاید هیچ‌وقت با آن معامله‌ای انجام نشده، تبدیل به «قیمت بازار» می‌شود.

اینجاست که باید بین قیمت آگهی و قیمت معامله تفاوت گذاشت. بازار مسکن با عددهایی که روی صفحه نمایش داده می‌شوند گران نمی‌شود؛ با معاملاتی که واقعاً انجام می‌شوند قیمت‌گذاری می‌شود.

مشکل اینجاست که وقتی معاملات کاهش پیدا می‌کنند و داده دقیق از قیمت‌های واقعی کمتر در دسترس است، میدان برای قیمت‌سازی و انتظارات تورمی بازتر می‌شود. نتیجه هم عجیب نیست: فروشنده به امید قیمت بالاتر عقب می‌نشیند، خریدار توان خرید ندارد و مستأجر به سمت خانه‌های کوچک‌تر و ارزان‌تر رانده می‌شود.

پشت‌بام‌خوابی در واقع زنگ خطر است؛ زنگ خطری که می‌گوید مسئله مسکن دیگر فقط کمبود خانه نیست؛ مسئله، فاصله عمیق میان هزینه مسکن و توان پرداخت مردم است.

اگر قرار باشد با قیمت‌سازی، آگهی‌های غیرواقعی و افزایش مداوم هزینه ساخت، قیمت مسکن بالا برود، دیر یا زود بازار به جایی می‌رسد که مردم دیگر انتخاب نمی‌کنند کجا زندگی کنند؛ فقط انتخاب می‌کنند کجا بتوانند زنده بمانند.

و این دیگر بحران بازار مسکن نیست؛ بحران کیفیت زندگی است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا