استودیو سازنده باش

میان آمارها و واقعیت بازار، کدام را باور کنیم؟

 

اما واقعیت این است که سرمایه‌گذاری در صنعت ساختمان، با توجه به هزینه‌های سنگین ساخت و محدودیت‌های موجود در تأمین و واردات برخی کالاها، امروز به‌شدت پرریسک شده است. سازندگانی که در حال حاضر پروژه‌ای را ادامه می‌دهند، عمدتاً یا در میانه اجرای پروژه هستند و یا پیش‌فروش کرده‌اند و به دلیل تعهداتی که در برابر خریداران دارند، ناچارند پروژه را به هر قیمتی به پایان برسانند. اما برای کسی که امروز بخواهد پروژه‌ای را از صفر آغاز کند یا وارد مشارکت در ساخت شود، شرایط بسیار متفاوت و سرمایه‌گذاری با ریسک بالایی همراه است.

خانم وزیر معتقد است که صنعت ساختمان با شرایط موجود زنده است…

دیدگاه‌ها در این زمینه متفاوت است. اگر قرار باشد سرمایه‌گذار از منابع مالی خود هزینه کند، در بسیاری از موارد ساخت‌وساز دیگر صرفه اقتصادی سابق را ندارد و ریسک آن بسیار بالاست. اما اگر منابع مالی از جیب دیگری تأمین شود، طبیعتاً نگاه به شرایط بازار هم متفاوت خواهد بود.

آنچه امروز در سطح شهر به‌عنوان ساخت‌وساز مشاهده می‌کنیم، عمدتاً مربوط به پروژه‌هایی است که پیش‌تر آغاز شده‌اند و سازندگان آن‌ها به دلیل تعهدات مالی و قراردادی ناچار به ادامه کار هستند. اما اینکه پس از اتمام این پروژه‌ها، چه تعداد از سازندگان حاضر باشند پروژه جدیدی را آغاز کنند، مسئله دیگری است.

از طرف دیگر معاون وزیر از افزایش صدور پروانه‌های ساختمانی در سال ۱۴۰۴ می‌گوید ولی در بازار شاهد هستیم که بازار ساخت‌وساز عملاً راکد است، چطور می‌شود این تضاد را معنا کرد؟

حتی اگر آمار افزایش صدور پروانه‌های ساختمانی در سال ۱۴۰۴ را بپذیریم، باید بررسی کنیم چه تعداد از این پروانه‌ها واقعاً به شروع عملیات ساختمانی و پروژه‌های فعال تبدیل شده‌اند. صدور پروانه لزوماً به معنای آغاز ساخت‌وساز نیست و فاصله میان دریافت مجوز و ورود واقعی سرمایه به پروژه، دقیقاً همان جایی است که می‌تواند وضعیت واقعی بازار ساختمان را نشان دهد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا