
حسین ایمانی جاجرمی؛ جامعهشناس شهری
ما با مسئله شهرهای خشن روبهرو هستیم و حالا شهر بهجای اینکه امن باشد و به ما پناه دهد، خشن و تهاجمی است و میتواند جان ما را بهراحتی بگیرد. از این فضا کم در تهران نیست. انگار تکهتکه شده شکل گرفتند و سازمانها و دستگاههای عمومی ما نوعی ستیز و دشمنی با زندگی عمومی دارند و برای خودشان دیوار کشیدند و عملاً شهر را تسلیم جریانهایی کردیم که برای ما شناختهشده نیست و فرصت بسیار خوبی برای گروههای بزهکار و مجرم فراهم کردیم.
خیابانی که هیچ ناظر، نورپرداز و پلیسی در آن نیست و بهترین جا برای زورگیرهاست. اگر این فضاها در شهر زیاد باشد، نشاندهنده خطر است. دستگاه مدیریت شهری باید حتماً گزارشی از وضعیت ایمنی شهری تهیه کند و آن را به اطلاع عموم مردم برساند؛ یک بررسی ساده نشان میدهد که در سایر شهرها که چنین شرایطی را دارند، مردم آموزش میبینند، تابلوهای هشداردهنده ایجاد میشود. اما هیچکدام از این اقدامات انجام نشده و انگار به امان خدا رها شدهایم.
وقتی اتفاقاتی مانند قتل دانشجوی دانشگاه تهران رخ میدهد، دستگاهها میترسند مقصر شناخته شوند و درنتیجه خودشان را فعال نشان میدهند. یکی از مطالباتی که در نگاه اول به ذهن میرسد این است که حضور پلیس افزایش یابد، اما پلیسیکردن فضای شهری نتیجهای ندارد.
مسئله اعتماد متقابل پلیس و اجتماع را هم باید در نظر گرفت و در بلندمدت حضور پلیس در فضای زندگی عمومی صحنه خوشایندی نیست. این مسئله به همفکری پلیس و شهرسازی و معماری و مدیریت شهری و جامعهشناسی و دانشگاه نیاز دارد.